تبليغاتX
مانینا





















مانینا

چيزي مثل تخريب...مثل آينده اي انگار از روشني....ويا شايد ترديد... و وحشتي از هيچ.... با من رجوع كن.... من..من پشيمان نيستم....

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت9:5توسط مانینا | |

امروز روز اول دي ماه است

من راز فصل ها را ميدانم

و حرف لحظه ها را مي فهمم.

نجات دهنده در گور خفته است

و خاك

خاك پذيرنده اشارتيست به آرامش..

 

فروغ.

+نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت16:29توسط مانینا | |