تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

 

....شعر از زندگی به وجود می آید,هر چیز زیبا و هر چیزی که می تواند رشد کند نتیجه ی زندگی ست.نباید فرار کرد نفی کرد.باید رفت و تجربه کرد.حتی زشت ترین ودردناک ترین لحظه هایش را.البته نه مثل بچه ای بهت زده,بلکه با هوشیاری و انتظار هر نوع برخورد نا مطبوعی.تماس زندگی برای هر هنر مندی باید باشد,در غیر این صورت از چه پر خواهد شد؟

 

فروغ.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت23:36توسط مانینا | |

 

ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده آزاد شدند ...

تصویر های شاد...

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت22:38توسط مانینا |

 

روایت های ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده از زنان زندانی

فکر می کنم که باران برای کدام حرف فیلتر شده؟ البته شاید  فیلتر فقط برای من باشد!

وبلاگ آسیه امینی هم ..

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت22:11توسط مانینا | |

 

 

دست می کشم به غبار ها

و قامت عروسک هایم

که از اضطراب روزهای من

پرند

و لحظه

        به

          لحظه

آلوده ی حسرتی گنگ

در مرز های خانگی

  در اوج

...

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت23:19توسط مانینا | |

 

 

این رو بخونید..

مرگ 22نفر وکور شدن 100 نفر در اثر استفاده از الکل مسموم در قم...

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت22:43توسط مانینا |

 

 

*

 

.....مدام صدای یک غریبه پشت خط توی گوشت زنگ می زنه که برقراری ارتباط مقدور نمی باشد..مقدور نمی باشد که صدات رو بشنوم.مقدور نمی باشد که بدونم با حجم این همه لحظه های تنهایی بدون حتی یک سلام ساده ی دوست داشتنی چه می کنی.مقدور نمی باشد لمس بغض در فاصله ی کیلومتر ها و کیلومتر ها .مقدور نمی باشد .مقدور نمی باشد.مقدور نمی باشد....

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت23:56توسط مانینا |

 

 

این صدای شکسته

من نیستم

که می بارد

بر رگ های استخوانی تنم

...

+نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت15:52توسط مانینا | |

 

 

جاده

خط ممتد

سبقت های ممنوع

پلیس نامحسوس

و برگ های جریمه

...

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت0:0توسط مانینا | |

 

می نویسم

و بی پروا

پرواز می کنند

واژه های لبریز از رویا...

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت17:31توسط مانینا | |

 

*

کوهپایه های زاگرس

مخملین بود وشاد...

 

*

و دلم...

+نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت0:14توسط مانینا |