تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

 

می دانی

فراموش نمی کنم

که ضرباهنگ نوازش های آرام

و خلسه های پر شکوه رویا های من

در نت به نت این پیوند است.

این یک عاشقانه نیست.

حرف کوچکی ست در مقابل دردی بزرگ.

دردی در درون ما.

 

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت16:0توسط مانینا | |

 

 

گنگ؛تلخ؛گنگ

مثل سه شنبه های اردیبهشت...

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت23:21توسط مانینا | |

 

 

قصه ها را شنیده ای

از آرزوهای کودکی تا بی صدایی ممتد

گزیر هرچه هست و نیست

چرخش مدام،

            برای لبخندی

و زهر خندی در درون

که نمی نشیند انگار آوازی بر لبان لحظه های ما.

 

قصه ها را شنیده ام

بی کاستی در روزهای اضطراب

و لحظه ها دوام نیاورده اند تا دیدن فردا.

 

همیشه واپسین بود انگار

پیش رو برای انتظار

 

واپسین قصه ی خیال.

 

 

*

آرزوهای من؟

 

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت1:3توسط مانینا | |

 

 

طعم تازه ای دارد این دل لرزه های کوچک اضطراب...

 

 

 

+نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت19:42توسط مانینا | |

 

 

حرف تازه ای از هوای این روزهای شهر نیست.جز اطلاعیه های مکرر از وظیفه شناسی پلیس وحرف هایی که نوشته اند و می نویسند ...

و من که نگاه می کنم به تصویر خسته ی دختری که بعد از ظهری خسته بر می گردد،از خیابان های شهر می گذرد و به وظیفه شناسی شمایان فکر میکند برای محو همین تصویر خسته به جرم فساد...

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت22:55توسط مانینا | |

 

 

الان چیزی داره همراه تو نفس می کشه.

چیزی درون تو.چیزی شبیه پارازیت های لعنتی..

ومن اینجا دارم شکل های شیمیایی داروها رو نقاشی می کنم.مثل روزهای مدرسه با درس خوندنم موسیقی گوش میدم که فکر نکنم به اون میکروبهای پارازیت ...

شکل های داروها شبیه هم شده.

من شبیه کسی که نمیخواد فکر کنه که این داروها رو کسی مثل تو باید بخوره... 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت22:21توسط مانینا |

 

 

روز تمام شد

در فصل انتظار

صندلی های روبرو

و فنجان های پر شده روی میز

در حضور آشنای ارغوانی ها

 

و دو صندلی

در روز بی تاریخ

خالی ماند.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت22:38توسط مانینا | |

 

 

به شنبه ای آرام میروم

که نگاهم از قرار می گریخت به آغوش تو

به ضرباهنگ موسیقی پر شکوه انگشتان تو

 به ماه آبان

 

+نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت23:26توسط مانینا | |