تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

 

انگار بی قراری هام به قرار رسیده

یا در آرامش قبل از بلوغ ام باز

اما

هرچه هست آرام است

                              و رام

آغاز بیست و دو سالگی...

 

 

 

 *

ممنونم  سارای عزیزم...

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت23:0توسط مانینا | |

 

با دست های بسته

پاهای در زنجیر

و سودای در آغوش کشیدن این همه خوب

این همه خوب...

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت14:43توسط مانینا | |

 

از آخرین رقص رویایی کودکانه من چند روز است که گذشته؟
چند سال نوری مانده تا نخستین رقص شاد ما؟

 

+نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت14:48توسط مانینا | |