تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

 

تو می دانی

که من

باید از چه بنویسم

و نمی دانی

که من

از کجا به این بن بست رسیده ام

تنها می دانی

که رسیده ام

و رسیده ام

به حرف هایی که تو می دانی

و می دانی

 

اما

من

چگونه رسیده ام؟

 

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت0:18توسط مانینا | |

 

در آغوش همه ی مادرانم

از آواز غریب روزها که می شنوم

می خوانم

و باز

نمی دانم

که سوگوار مرثیه ی کدام یک از مادرانم

از هجاهای در مانده ی نگفته ها

می نویسم باز

که

این آواز های پی در پی

تکرار می شود

در آغوش بی سرزمین باد ها

 

....

 

+نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت13:35توسط مانینا | |