تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

ترجیح می دهم بدون هیچ مقدمه و موخره و هر چیز دیگری بروم گم بشوم در آنچه خودم می خواهم.نه وردی می خواهد؛نه جادویی.نه التماسی به کسی برای همراهی؛ نه دلگیری از کسی برای نفهمیدن و نگاه های مشکوک.نه حسرتی برای عاطفه ای؛ نه دلتنگی برای کسی که نیست و نخواهد بود؛بی مقدمه می روم که پایان مبهمی در کار نباشد...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت22:10توسط مانینا | |

 

 

همه ی دانه های آزاد که می کارم

در بند خاک می ماند...

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت11:48توسط مانینا | |

 

 

نه این اسم آشنا،نه این نگاه که می چرخد و می چرخد و باز می ایستد در مقابل،نه این دست ها ی دور و نزدیک،نه این تن که می رود به مسلخ تنهایی،نه دیر یافته های نا ممکن،نه من...

هیچ کدام در انتظار نیست

هیچ کدام در انتظار نیست

در انتظار نیست...

 

 

+نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت16:16توسط مانینا | |