تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

همین جا،دورتر از من نشسته است که نگاهم نکند ،که هیچ،نتوانم نگاهش کنم حتی.پشت به روی من،رو به روی آب و درخت شاید؛که از نگاه من بی سوال تر است و بی اسم تر و  بی نشانه تر ...

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت0:54توسط مانینا | |