تبليغاتX
مانینا





















مانینا



می شود سفر استانی نروید جناب رئیس جمهور؟امروزمان کاملا از بین رفت.چراکه تمام مسیرها بسته بود.ترافیک مسخره ای که هیچوقت سابقه نداشت.واقعا می خوام بدونم اینکه نمایشی ترتیب دادید که چند نفری از مدرسه و اداره ها و کسایی که از این ور و اونور اومده بودن بیان جلوتون هورا بکشن در مقابل اون همه نفرینی که این همه آدم از کار و زندگی افتاده به هر چیزی که به ذهنتون می رسه دادن می ارزید؟ اینکه بیان بگن شما چهل و نهمین سفرتون توی این دوره رو رفتین به اینکه من نتیجه ی تست های تزم رو امروز از دست دادم می ارزید؟تز دکترایی که توی مملکتی که شما اداره می کنید داره با مشقت تمام انجام می شه و این دانشگاه ،دانشگاه تیپ A   هم هست  و کم دیدم  توی دانشکده مون،که دانشکده ی نمونه ی پژوهشی دانشگاه شده، کسی تونسته باشه براحتی کارهای تزش رو انجام بده.مگر اینکه یه کار آبکی و نسبتا تکراری انتخاب کنه.چه فرقی می کنه که توی دانشگاه به این بزرگی 2 ماهه که حیوان آزمایشگاهی نیست و من امروز به خاطر ضیافت ریاست محترم همون چند تای مونده رو هم از دست دادم.اصلا مهم هست که تو بخوای دارویی به عنوان آنتی دوت خطرناک ترین و سمی تری عقرب منطه پیدا کنی ،مهم نیست که تا حالا چه نتایج خوبی گرفتی .مهم نیست خوب،وقتی جناب استاد 2 سال پیش که تازه اومده بودن دانشگاه و پر از انرژی بودن می گفتن این کار این تز با ارزشه،مدتی که گذشت ناراحت بود که واسه چی مونده ایران،حالا هم چندتا پست گرفته و شده همرنگ جماعت و دانشجوی پایان نامه ایش باید دنبالش بدوئه و خواهش کنه که کمک کنید و تازه اون که همون سواد نصفه نیمش یادش رفته بفرستتش دنبال نخود سیاه یا یه جوابایی بده که هیچ رنگ علمی بودن ندارن.خوب ،همین می شه که مجبور می شی سر و ته کارو به هم بدوزی و تمومش کنی که یه نفس بکشی و یه دفاع سرسری بکنی و بعد هم سوگند یاد کنی که به عنوان دکتر داروساز چنین می کنم و چنان می کنم و عاقبت مجبور می شی سرتو بندازی پایین بری داروخونه و سوادت آروم آروم تحلیل بره و یه چند نفری هم که تلاش می کنن شخصیت و اصالت داروساز بودن و حفظ کنن درجا بزنن ..ممکلتی که نمی تونه پیش بینی یک شرایط ویژه رو هم بکنه ، همینطوری توی یه کلان شهر ،هر راهی رو دلش خواست می بنده و می ره چن قدم اونور تر مثلا نماینده ی مردمش به رئیس جمهورش می گه چند روزی بمونید توی استان ما! برای رفتن عجله نکنید! توی ماشین دلم می خواست پیاده شم تمام پارچه های خوش آمد گویی رو با دندون پاره کنم.چهار بار مسیر عوض کردم بلکه یه کوره راهی پیدا بشه که بشه رفت دانشگاه و نشد.ببخشید ها ولی به جهنم.دیگه چه کار می تونم بکنم؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت22:12توسط مانینا | |