تبليغاتX
مانینا





















مانینا

 

پنجره های این اتاق ها بالاست. یعنی برای قد من.

در سکوت مطلق عصر یک ساختمون اداری.گاهی فقط صدای تلفن.و من.تنها!

بیرون.کمی گرد و غبار محلی.باد.گرما.ساعت ۶:۱۰ عصر.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت18:12توسط مانینا |


نه اینکه کسی نباشد،همه هستند...دوستی های مطلق،رفاقت ها..دوست داشتن ها..همه چیز و همه کس..اما جاری..اما بدون تاثیر مطلق بر من..

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت23:46توسط مانینا |


سر دوراهی یه قلعه بود

سه خشت از شغال

یه خشت از پرنده

/شاملو/

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت14:50توسط مانینا |


مردم از قدرت تمام نشدنی من..

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت14:49توسط مانینا |


بگذار که هی این تلخی های بیخ گوش من تکرار شود .. در همین چهارچوب های آدم های دور وبر ، که من نمی فهمم که دلت... ،تو نمی فهمی که زندگیم...من عادت نمی کنم..تلخ تر می شوم...زندگی می کنم..دنبال راه های تازه می گردم و درست لحظه هایی که فکر می کنم که چقدر خوب که زندگی در میان آدم های دور و بر هست،باز تکرار می شود...


+نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت23:40توسط مانینا | |

......اما

من از تصویر های بعدی این شعر می ترسم

می ترسم خدا تمامی درها را بردارد

بگذارد به روی دوش و دور شود

دور

دور

دور..

/گروس عبدالملکیان/رنگ های رفته دنیا/خرابه ها /برای بم

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت20:32توسط مانینا | |

 

فرصتی نمانده است  

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا ، 

یا من تو را می کشم یا

تو چاقو را در آب خواهی شست

همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

که انسان کودک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است

اصلن این فیلم را به عقب برگردان

آنقدر عقب

که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود که می بود در دشتهای دور

آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند و

پرندگان به زمین

زمین!

نه به عقب تر برگرد

بگذار خدا دستهایش را دوباره بشوید

در آینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت



گروس عبدالملکیان

+نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت0:56توسط مانینا |


WE WILL PAINT THE SKY GREEN



+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت1:13توسط مانینا | |


....که تباهی

از درگاه بلند خاطره شان

                         شرمسار و سرافکنده می گذرد.

کاشقان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جویندگان شادی

                       در مٍجری آتش فشان ها

شعبده بازان لبخند

                       در شبکلاه درد

با حاپایی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان.

 

در برابر تندر می ایستند

خانه را روشن می کنند

و می میرند.

 

/شاملو


+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت0:27توسط مانینا | |